لسان الملك سپهر

640

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

فاطمه مصباحى « 1 » نگريست و سخنى ناگوار گفت ، و بر حضرت فاطمه گران آمد . صبحگاه از رسول خداى خواستار شد تا آن روزن را مسدود نمود و راه نظاره « 2 » بر عايشه ببست . و بعد از رسول خداى معاويه خانهء عايشه را به يك صد و هشتاد هزار ( 180000 ) درهم بخريد ، به شرط آنكه چندان‌كه زنده باشد ، در آن خانه زيست نمايد . و خانهء سوده بر حسب وصيّت او نيز خاص عايشه گشت . و به روايتى زبير خانهء عايشه را به پنج ( 5 ) شتر بخريد و حمل آن احمال را اموال كرده بفرستاد ، هم به شرط چندان‌كه زنده است ، در آن سراى سكون فرمايد ؛ و خانهء حفصه بر حسب ميراث ، به برادرش عبد اللّه بن عمر رسيد . و او بدون بها اجازت كرد تا به درون مسجد انداختند . و اين خانه‌ها به جمله جزو مسجد گشت . - چنان كه مرقوم شد - . قرار جمعه و جماعت در خبر است كه قبل از هجرت رسول خداى ، انصار در مدينه گفتند : يهود را روز شنبه از بهر عبادت است و نصارى را روز يكشنبه بود . ما را نيز روزى مىبايد كه خاص از بهر عبادت باشد . پس روز جمعه را كه در آن وقت « العروبه » نام بود ، براى خود اختيار كردند ، و بر اسعد بن زراره جمع شدند تا او با ايشان نماز گزاشت و موعظت كرد ، و از بهر آن جماعت گوسپندى ذبح نموده ، چاشت و شام داد . و براى اين اجتماع آن روز را جمعه خواندند . و خداوند بارى آيت جمعه فرستاد و آن اول جمعه‌اى بود كه در اسلام عقد شد و اول جمعه‌اى كه رسول خداى منعقد فرمود ، جمعه‌اى بود كه از قبا به مدينه كوچ داده ، در ميان بنى سالم عقد بست چنان كه مذكور شد . زياد شدن ركعات نماز و هم در اين سال نخستين هجرت ، پس از يك ماه ركعات نماز زياده شد . و آن

--> ( 1 ) . مصباح : چراغ ( 2 ) . نظاره : نگاه كردن